دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره این دل دیوونه واسه ات دلتنگه
وقت از تو خوندن ستاره ترانههام
اسم تو برای من قشنگترین آهنگه
سلام … خوبین یا بهترین؟!؟
نمیدونم چرا هروقت میخوام آپ کنم انگار دارن با پا از سقف آویزونم میکنن!!
به جون خودم کاری سختتر از آپ کردن در این جهان وجود نداره!. به خدا کار هرکسی نیس که بتونه چیزایی رو که در طول یه روز در اطرافش میگذره بنویسه، اون هم به این راحتی و طوری که همه خیلی راحت بفهمن که چی نوشته و چی گذشته. باور کنین هرکسی نمیتونه اینجوری بنویسه، مگه در طول یه روز چه اتفاقاتی ممکنه بیفته؟!
میخوام اینو بگم که گیلاس این کار رو خیلی راحت انجام میده. ایول
من که همیشه از نوشتن و نگارش و انشاء و خاطرهنویسی بدم میومد، تو مدرسه هم زنگهای انشاء یه معلم گیر داشتیم که میگفت یا انشاء بنویسین یا خاطره! من هم اینجوری
جیم می شدم، معلم که اسم منو میخوند بچهها می گفتن : رفته گل بچینه،
آخر سال هم سر جلسه امتحان یه چیزایی تو برگه براش مینوشتم که معلم بیچاره مخش قاطی می کرد
. تو دانشگاه هم که دیگه از این چیزا نداشتیم خوشبختانه
ولی این ریاضی و فیزیک وبال گردنه تا آخر دنیا!!
حالا بگذریم… تعطیلات خوش گذشت؟! به من که اصن خوش نگذشت!
راستی اگه دیدین که شش ماه یه بار آپ کردم تعجب نکنین، ولی اینو بگم که به شماها سر میزنم و این دو سه روزی هم که نبودم ببخشین دیگه ، رفته بودیم صفاسیتی!
تعریفی هم نداشت که بخوام بنویسم چی گذشته و چی شده! فقط بگم که قرار بود از شمال سر در بیارم از جنوب سر درآوردم! فاصلهشون زیاد نیس فقط ... کیلومتره
این تعطیلی هم داره تموم میشه! ای خداااا باز شروع شد ! (این داره بابای کار و زندگی رو صدا میزنه!)
راستی سعی کنین فیلم (ناتینگ هیل) رو ببینین، اگه دوبله شدهاش رو ببینین که بهتر! جولیا رابرتز توش بازی میکنه.
و … هیچی دیگه ، همین . خوش باشین تا آپ بعدی !
آخرین اخبار ایران و جهان در بزرگترین آرشیو خبری در ایران. خبر+عکس. :: اخبار را در www.moroorgar.com حرفه ای بخوانید ::
webloge jalebi dari man khosham omad be man ham sar bezan dost daram nazare zibayat ra dar weblogam bebinam
باشه ... میام!
عجب اپی کرده این پسر...
(همونی که تند تند پلک میزنه )
پس این چن روز که نبودی رفته بودی مسافرت..
مجردی که نبود؟؟؟
جای شما خالی
با دوستات رفته بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میکشمت اگه مجردی رفته بودی...
مجردی بود دیگه .... من مجرد بودم ... خواهرام مجرد بودن ... تازه مامانم هم مجرد بود! آخه بابام نبود با ما (سکوت)
سلام پوری. سال نو مبارک.
پوریا دلم میگیره میام اینجا.
خودت گفتی.
هیچکی به پای شعر گفتن تو نمیرسی.
هیچ کی به پای روزنامه نویسی گیلاس.
هیچ کی به پای دری وری گفتن من.
هیچ کس به پای قر زدن ... .
پوری به حالی به اینجا بده.
دری وری منطورت همون حرفای قشنگیه که میزنی!؟؟! پس تو ولایت شما اینجوری میگن!
غلط املائی:
شعر گفتن تو نمیرسه.
غر زدن ... ..
همه اش کار این (...) غلط املایی پیدا کردی ........
سکوت
دانیال کیه؟
ما داخل آدم نبودیم. رفقای بی معرفت. آخ خدا
دانیال موجودیست که از پوست آن کرگدن و از پشم آن شترمرغ میبافند و در کوههای آلپ زندگی میکنه و به عبارتی داداشزادهمه
در ضمن شما داخل آدم بودین ولی من داخل آدم نبودم که بگم!
خوب خیر سرم نویسنده این مملکتم...اینم نتونم بنویسم که دیگه باید برم غاز بچرونم...):*
این حس گابریل گارسیا مارکز بودن تو منو کشته !
میگم این عید برا منم خیلی مزخرف بود...برا سمر و (...) هم بود... میدونم...):*
بی تربیت این چه طرزه توصیف دانیال منه....
این دانیال یه عمو داره کرگدن...بچه روش نمیشه خودشو نشون بده...(:*
تو از کجا میدونی؟!
تنها خووبی این متنت تعداد سیمیلی هات بود...می بینم مرض من واگیرم داره...(:*
آخه با این سیمیلیها میشه احساسات رو به طرز فجیعی به کسی که متن رو میخونه القا کرد! (چی گفتم من!)
اخر بابات رف شمال!!!
سلام داداشی.
خوبی. کامی ترکیده بود. من بی معرفت نیستم. اینو باید به همه توضیح بدم.
پوری/ دلم برات تنگ شده بود یه دنیا.
من بیشتر
من نیاز شدیدی به شعرات دارم. پوریا گفته بودم سیوشون کردم تو کامپیوترم. فارسی کامی ریخته به هم . دیگه نمیتونم بخونمشون. دارم دغ میکنم. تو رو خدا تو یکی کار خودت رو بکن. روزنامه نویسی رو بذار برای گیلاس و (...)
تو رو خدا. دارم میپوکم. جدی کم آوردم.
یه کاری نکنی بیای سر قبرم برام شعر بگی.
دوست دارم جیگر. یه دنیا.
اون یکی وبلاگمو میدم برو شعرامو بخون ... عزیزمی ....
میدونی چی میخوام.
یه شیشه ابسولوت.
یه ذره چیپس و پسته.
یه کاسه ماست موسیر.
یه پای عرق خوری توپ.
یکی که بشینه برام شعر های خوشگل بخونه / منم تو عالم مستی خودم گریه کنم. برم فضا.
هر کی پایس / بسم ال...
هر کی نیست/ یا علی .
مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکنه .................
به دادم برسید تا نمردم.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفته بودم بعد از تو هر چی عشقه میمیره.
سمر ! دلم گرفت .... بگم خدا چیکارت کنه دختر
عجب روحیه لطیفی داره این پوریا...
دل تو واسه چی بگیره؟؟؟؟
گفته بودم اگه بر گردی میبینی...
روی این پنجره ها اسم تو بوده..
قصه اومدنت باز من و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟
..
هر کی جواب کامنت پایینی رو بده خره...
جواب پایینی رو نمیدم تا دق کنی !
هر کی جرات نداشته باشه جواب بده خرتره..
راستش یادم نمیاد بقیه اش رو ... اصلا کی میخونه اینو؟؟!
اصن تو واسه چی با مجردا میگردی؟؟؟
هان!!!!
از کجا میپره کجا؟!؟
سوت نزن...
اصن تو این وقت شب چرا بیداری؟!؟؟!
برو با بابابزرگت چایی بخور !
قورباغه خودتی...
سکوت سرشار از ناگفتههاست !!!
اصن تو خودت از ایلام پریدی کجا؟؟؟
هان!!!
تو که قرار بود بری شمال جنوب چیکار میکردی؟؟؟
هان!!!!
مگه من مثل تو پرنده ام ؟!؟!
امون از دل دیوونه !
اصن هرکی از این آهنگ جواتا گوش نده چیه؟؟؟
هان!!!
خود بگو...
خره !
تو باز دلت دیوونه کی شده؟؟؟؟
هان!!!
تو اصن چرا اومدی خلوت ما رو بهم زدی...
همهاش مال خودت ... من میرم بخوابم !
میگم یه جور دیگه هم میشه احساسات رو به طرز بهتری القا کردا...
آره ؟!؟!
حالا که بیوفاییه...
ما بیوفاتر از همه...
سال سگ شد..
من عوض نشدم..
(سکوت)
سال سگ مبارک
از طرف :
پاکوتاه
هاپوکومار
بوشوگ
سگ آقای پتی بل
سگ اصحاب کهف
قهوه ای
و ...
من غریبم ای غریبه آشنایم می شوی؟... آشنا با گریه های بی ریایم می شوی؟// در غریبستان چشمم التماس عاشقی است... با نگاهت همصدا با چشمهایم می شوی؟// گر دلم پرچین ندارد این نشان سادگی است... همنشینی ساده و صادق برایم می شوی؟// در خزان غربت و آوارگی پژمرده ام... با بهار ریشه هایت ریشه هایم می شوی؟// روزگار ، اندیشه های تیره را می پرورد... ای غریبه جانپناه با وفایم می شوی؟// غصه هایم ای رها از بند سخت بی کسی است... انتهای غصهء بی انتهایم می شوی؟
شعر منو میدزدی؟!؟!؟
شما آخرش معلوم نکردی وبلاگت کدومه....گیییییییییییج شدم............ ولی مال بلگ فا خیلی زیباست....فعلا یا زهرا
یادم رفت اسم بنویسم....از نمرم که کم نمیکنی؟؟؟
بازم از این کارا بکن.
رفتم فضا. بدون عرق خوری.
من عاشق خودتو شعراتم پوری جونم.
عالی بود. محشر. یه دنیا حال کردم. یه دنیا گریه کردم. یه دنیا تو دلم گفتم خدایا هر چی داداشیم میخواد بهش بده. به منم یه چند تا از شعرای داداشی
چرا من بلد نیستم شعر بگم. ؟ حالم از خودم به هم میخوره.
دوست دارم . دیگه براش اندازه ندارم. اندازه همه چی.
میمیرم برات
نمیدونستی میمیرم بی تو بدونه چشات
رفتی از برم
تو میدونستی که دلم بسته به ساز صدات
آرزومه که نمیدونستی که من میمیرم برات، میمرم برات
عاشقم هنوز
نمیخواستی که بمونی یا بسوزی به ساز دلم
گفتی من میرم
نمیخواستی بری تا فردا هایار خوشگلم
برو راهی نیس تا فرداها
سفرت به خیر
اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور
به یه دنیا نور...
سفرت به خیر
برو گر شکستی زمن، میتونی دوباره بساز
از دلی شکسته نا امید و خسته تو باز برو
از دلی شکسته نا امید و خسته تو باز برو
تو بازم برو
نیمخوام بیای..
نمیخوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمیخوام ازت
نمیخوام مثه یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی
برو تا بزرگی میخوام که فقط آرزوم بشی..آرزوم بشی..
یادش بخیر..
اونموقع ها جوون بودیم...
جدیدن کشف کردم یکی میاد برا بقیه کارت مزنه....
):؟
سلام خوبین
وبلاگت خیلی قشنگه خوشحال می شم به وبلاگ منم یه سری بزنین
خدانگهدار
میگم من کل دنیا رو گشتم.... روی دریا....توی کوهها...توی اسمونها..... زیر زمین..اما وبلاگی به زیبایی وبلاگ شما ندیدم.... با حضور سبز پر رنگتونم وبلاگ بنده رو مزیین کنید....
اینجا همه دارن ادای همو در میارن عزیزم...
.و من تورا خواهم کشت گردنه مخفی ..دروغگو
سلام آقا پوریا ... وبلاگت باحاله ... ببینم من اسم تورو خیلی وقت پیش تو وبلاگ گیلاس دیده بودم .. ولی تو آرشیوت خیلی کمه ... تو هم تازه به اینجا مهاجرت کردی ؟
منم دوست داشتم تو بلاگ اسکای بنویسم ... فقط چون میشه تو نظراتش راحت جواب داد ... راستی بهم سر بزنی خوشحال میشم ... مخصوصا که هم سن هم هستیم .. دانشجوی چی هستی ؟ آق مهندسی یا دوکتوری ؟
راستی پوریا هر وقت خواستی به عاطفه سرقت شعر رو یاد بدی بگو منم بیام ... بجاش منم سرقت از چیپس تا بانک رو بهت یاد میدم ...
فعلا بای ...